تبليغاتX
نوشته های یک سردبیر تنها - بی بی سی و مصاحبه ای در خصوص هویت ایرانی سرزمین های آن سوی ارس
این "تنهایی" با آن تنهایی فرق می کند

غلامحسين آگاهي، معاون مدير مسئول نشريه صبح سبلان در گفتگو با راديو بي بي سي :

 

شعرا و ادباي پارسي گويي نظير خاقاني شيرواني ، نظامي گنجوي ،

 

 مهستي گنجوي و مجير الدين بيلقاني ايراني بودند

 

غلامحسين آگاهي ، عضو فدراسيون بين المللي روزنامه نگاران در پاسخ به سوال خبرنگار بي بي سي در خصوص اتحاد دو آذربايجان گفت : ايران شمالي (جمهوري آذربايجان ) طي دو عهد نامه ننگين گلستان و تركمنچاي در اوايل قرن نوزدهم بر اثر جنگهاي ايران و روسيه و با دسيسه هاي امپراتوري انگلستان و ظهور امپراتوري فرانسه و جنگهاي روسيه و عثماني و سياستهاي تقسيم بندي جهان در آن دوره ، از ايران جدا شدند. اين جدایی نه تنها اجباري بود بلكه از جنبه هاي ملي و ميهني نيز سبب از دست رفتن تاريخ مشترك ، سرزمين مشترك ، فرهنگ ملي و انديشه ي سياسي در بين مردمان منطقه شد. وي افزود: در اثر فروپاشي اتحاد جماهير شوروي و تشكيل جمهوري هاي خود مختار ، حالا نوبت آن رسيده است كه جمهوري آذربايجان دوباره به مام ميهن يعني به ايران زمين الحاق شود.

وي افزود: در عين حال آرزوي قلبي قاطبه‌ي مردم ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان )‌پيوستن به ايران زمين ، سرزمين اجداديشان است .از طرف ديگر هشت و نيم ميليون نفر در جمهوري آذربايجان ساكن هستند در حاليكه در ايران سي ميليون نفر آذري زبان در نقاط مختلف ايران زندگي مي كنند. بنابراين ضمن احترام به قوانين حقوق بين‌الملل و تماميت ارضي كشورها، اگر قرارباشد عده‌اي تغيير جغرافياي سياسي و ژئوپلتيك منطقه را مطرح كرده و به آن اصرار ورزند، بايد متوجه يك اصل اساسي باشند و آن هم پيوستن اقليت به اكثريت است.

. بنده در سفري كه به ايران شمالي ( جمهوري آذربايجان ) داشتم،  از نزديك  اوج  زيبايي  و غليان احساسات پاك برادران آذري‌زبانمان را در آنسوي ارس كه خواهان پيوستن به ايران زمين بودند لمس كردم .

غلامحسين آگاهي در پاسخ به سوال خبرنگار بي بي سي ، در خصوص زبان ، ادبيات و وضعيت رفاهي و اقتصادي  در جمهوري آذربايجان و ايران ، گفت : حضور فرهنگ و تمدن ايراني در عرصه ي قلمروهاي پيراموني خود از جمله شمال رود ارس،  به آغاز دورة مادها و ساسانيان مي رسد ، دوره اي كه آلبانياي قفقاز ( شامل قلمرو كنوني قفقاز جنوبي ) از خراجگزاران شاهنشاهي ايران  بودند . در دورهً صفوي ، نقاط پيراموني ايران از جمله قفقاز و در نتيجه اران (آذربايجان كنوني ) بطور رسمي جزو قلمرو دولت ايران به حساب مي آمدند. در دورة صفويه، مناطق شيروان ، داغستان ، كارتلي ، كاخت و ارمنستان شرقي در قلمرو حكومت صفوي قرار داشتند.

وي افزود: قلمرو و نفوذ زبان فارسي و فرهنگ ايراني ، از شبه قارهً هند تا آناتولي و بين النهرين، و از ماوراء النهر تا قفقاز مي رسيد . شاعران  و ادباي پارسي گوي و پارسي سراي قفقاز و مانند آنها ، نشان دهندة اوج دلبستگي به فرهنگ و عناصر ايراني در قلمرو تمدن ايراني است .

 شعرا و ادباي ايراني و پارسي گويي نظير خاقاني شيرواني ، نظامي گنجوي ، مهستي گنجوي ، مجير الدين بيلقاني ، و .... كه در شيروان و گنجه مي زيستند و از ستارگان درخشان علم و معرفت شناخته مي شوند ، نشان دهندة عمق نفوذ و دلبستگي به فرهنگ و تمدن ايران در سرزمينهاي شمالي رود ارس است كه زماني نه چندان دور تا اوايل دورهً قاجاريه - يعني اوايل قرن نوزدهم ميلادي - جزو قلمرو سرزميني ايران شناخته مي شدند در آن دوره آنها به زبان و الفباي ايراني مسلط بوده و به اين زبان مي نوشتند . چنانكه سرايش شعر توسط شاعران بومي آن مناطق ، به زبان و الفباي فارسي صورت پذيرفته و مي‌دانيم كه سرودن شعر، در واقع اوج غليان احساسات انساني و فطري يك هنرمند است و خود اين مسئله، سطح نفوذ و مقبوليت فرهنگ و تمدن ايراني را در آن طرف ارس نشان مي‌دهد. همان دلبستگي‌هايي كه، بعدها به زور توپ‌ و تفنگ‌هاي هاي روسي، سركوب شدند و بعدها اين رابطه فرهنگي‌و تمدني، در حصار مرز‌هاي سرد و آهنين نظام توتاليتر كمونيستي، گسسته شد.

معاون مدير مسئول نشريه صبح سبلان ادامه داد: نمادهاي ديگر تمدن ايراني نيز همچنان و عليرغم گذشت سال‌هاي پرتلاطم، هنوز هم در آثار و ابنيه تاريخي ايران شمالي (جمهوري آذربايجان ) از قبيل كاخ شيروان شاهان در قلب شهر بادكوبه ( سلاطين پارسي زبان بادكوبه ) ، آتشكده مشهور بادكوبه ، بناي آناهيتا ( قيز قالاسي ) و...خود نمايي مي‌كنند و خبر از تاريخ درخشان تمدن ايراني مي‌دهند.

.ايشان افزودند: بر همگان مبرهم است رفاهي كه در اردبيل ، تبريز ، اروميه و زنجان وجود دارد،  در بزگترين و بهترين شهر جمهوري آذربايجان يعني در بادكوبه ديده نمي شود. اين در حالي است كه در جمهوري آذربايجان، تنها يك شهر به معناي واقعي كلمه وجود دارد آن هم بادكوبه است.

غلامحسين آگاهي افزود: راجع به مقايسه رشد اقتصادي در بخشهاي صنعت و كشاورزي نيز سخن به ميان نمي آورم چرا كه افزون بر 95 درصد سرمايه هاي جذب شده در جمهوري آذربايجان در بخش خدمات ، آن نيز در شهر بادكوبه متمركز است و همين بخش خدمات شامل جنبه هايي است كه در آن براي رفاه حال گردشگران امريكايي ، اسرائيلي ، كانادايي و اروپايي ، سرويس ارائه مي شود. يعني در جمهوري آذربايجان، صنعت و كشاورزي رشد چنداني ندارند و بجايي آن، بخش خدمات بنا به ملاحظه رفاه حال طبقه ای خاص ،  ايجاد شبه توسعه ي يافتگي نموده است در حالي كه توسعه واقعي، بايد متوازن و همه‌جانبه باشد و دربالا رفتن سطح رفاه عموم آحاد يك جامعه، خود را نشان بدهد ..اين در حالي است كه در تبريز،‏ اردبيل،‏ اروميه و زنجان، صنايع مادر و بزرگي از قبيل كارخانه هاي  تراكتور سازي، ‏ پتروشيمي، ‏  سيمان،  تاير سازي ‏ و مجتمع شركت صنعت مغان و هزاران واحدهاي صنتعتي برزگ و كوچك كه در خاورميانه نمونه مي باشند در حال فعاليت مي باشند و  بسياري نيز در دست احداثند.كه در پيشرفت اقتصاد ايران نقش بسزايي را داشته و خواهند داشت.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 8:8  توسط یاشار پورمجید  |