با عرض سلام خدمت عزيزاني كه نوشتههاي اين وبلاگ را قابل ميدانند و گاه گداري به من سر ميزنند. شرمنده همتونم. دير به دير به روز شدن اين وبلاگ را عجالتاً بر من ببخشيد. اين روزا سرم حسابي شلوغه. از يك طرف لطف دوستان شامل حالم شده و عصرا مشغول تدريسم و از طرف ديگه فشردگي كار پايان نامهام فرصت ساير دلمشغوليها رو از من گرفته.
1- چند روز پيش برا پيادهروي با خانواده رفتيم گردنه حيران. از منطقه "آق چاي" پياده زديم به دل جنگل و طبيعت ؛ و عصري دوباره از منطقه بهارستان رسيديم به جاده اردبيل – آستارا.
تو راه خيل مسافراني رو ديدم كه از اقصا نقاط ميهن عزيزمون ايران ، ترجيح داده بودند سري به اردبيل بزنند. شهري كه در فصل تابستان آب و هواي بهشتي دارد و از دست دادن طبيعتش در ماههاي ارديبهشت تا شهريور، نوعي فرصتسوزي تو زندگي محسوب ميشه. به دليل عدم آشنايي مسافران با گردشگاهها و مناطق كم قيل و قالتر، اكثراً كنار جاده بساط استراحت رو پهن كرده بودند. البته چشمانداز خود مسير جاده به حد كافي زيبا و رويايي هست. اما با خودم فكر كردم كه اگر اكيپهاي سازماندهي شدهاي براي راهنمايي مسافران جهت پيادهروي و استقرار در طبيعت منطقه فراهم بشه، چقدر ميتونه تو افزايش مدت اقامت مسافرين و استفاده بهتر از طبيعت مفيد واقع بشه. با كمي پيادهروي در تپه ها و جنگلهاي اطراف، تصاوير زيبا و به يادماندني از منطقه در خاطرات گردشگران نقش خواهد بست و آنان را به مشتريان دائمي صنعت گردشگري منطقه تبديل خواهد نمود.
2- اين روزا اخبار مربوط به تهاجم اسرائيل به لبنان ، در صدر توجه و پيگيري افكار عمومي ايرانيان قرار گرفته است. اميدوارم درگيرها خيلي زود به پايان برسد. معتقدم كه حزبا... تن به تسليم و خلع سلاح نخواهد داد. خصوصاً اينكه دولت حماس از طريق دموكراسي بر سر كار آمد و در واقع غير مستقيم ملزومات صلح خاورميانه را قبول كرد اما نتيجه چه شد؟ اسرائيل و آمريكا با يك گروه سياسي كه به قواعد دموكراتيك تن داده بود چه كردند؟
اين قضيه نشان ميدهد كه متاسفانه اسرائيل در اهداف "بلند مدت" خود جايگاهي براي يك فلسطين مستقل قائل نيست و اين اميدهاي صلح دوستان را به آينده اين منطقه كمرنگ ميسازد.
3- تخريب بلاهت گونه چهره علي دايي توسط برخي نشريات زرد ورزشي هنوز هم ادامه دارد. شايعات مربوط به مربيگري او در تيم ملي در شرايطي مطرح و ساخته شد كه در عالم واقع، تحقق اين مهم هنوز زود مينمود. يه عده آدم مريض كه هيچ افتخاري براي ايران به ارمغان نياوردهاند، در نشرياتشان نوشتند كه دايي مثلاً استقلالي شد و بعد چون خبر از اساس خودساخته و دروغ بود، باعث شد باشگاه استقلال تكذيبيه بدهد و آنگاه خود شايعهسازان تيتر زدند كه استقلال هم دايي را نخواست! راستي چه دلايلي باعث بروز اين رفتارهاي مذموم كينهتوزانه است؟
حسينزاده، سرپرست بانك ملي در استان اردبيل:
توپ در زمين بانكها نيست، آقاي استاندار!
صبح سبلان-ياشار پورمجيد: جلسهي كارگروه اشتغال و سرمايهگذاري استان اردبيل و بانكهاي عامل در اوايل هفته گذشته، با حضور استاندار، معاون برنامهريزي استاندار و فرمانداران، سرپرستان بانكهاي عامل و برخي مديران در محل استانداري اردبيل برگزار شد.
جلسهي كارگروه اشتغال و سرمايهگذاري در استان اردبيل كه يكي از اركان تحقق وعدهي ايجاد 18 هزار فرصت شغلي در استان اردبيل است، براي دقايقي در طول جلسه به بحث و ارائهي نظر در مورد قيمت كارشناسي«گاو» اختصاص يافت.
در اين جلسه، يكي از فرمانداران استاندار اردبيل، اختلاف نظر خود در مورد قيمت « گاو» را با سرپرست يكي از بانكهاي استان مطرح نمود و پس از رد و بدل شدن چند جمله، با ميانجيگري استاندار اردبيل و اظهارات كارشناس و نمايندهي سازمان جهاد كشاورزي بالاخره قيمت كارشناسي«گاو» براي راهاندازي دامداريهاي سنتي مشخص گرديد.
به اين طريق يكي از گرههاي موجود در تحقق برنامه اشتغالزايي 18 هزار نفري در سال1385هجري شمسي، (مقارن با ششمين سال از قرن بيست و يك ) به خوبي و خوشي گشوده و مرتفع شد.
همچنين در اين جلسه مشخص گرديد كه سازمان حمل و نقل و پايانههاي استان اردبيل، مهرورزي بيحساب و كتابي به خرج داده و قول پرداخت وام به رانندگان را مجموعاً تا سقف بيش از 70 ميليارد تومان داده است. البته حسينزاده، سرپرست بانك ملي استان به طعنه - در طول جلسه - در اين خصوص گفت: با اين اعتبار ميتوان خيابانهاي شهر را با اتوبوسها و كاميونهاي نو پر كرد.
استاندار اردبيل هم با خنده و تعجب، نگاهي به نمايندهي سازمان حمل و نقل و پايانههاي استان انداخت و منتظر جواب ماند.
نمايندهي سازمان حمل و نقل و پايانههاي استان نيز در واكنش گفت: اگر كارخانهي سفالسازي آقاي ”جهازي“ راه بيافتد، استان با مشكل حمل و نقل مواجه خواهد شد و اگر بانكها وامهاي قول داده شده به رانندگان را پرداخت نكنند، خودشان بايد جوابگو باشند.
استاندار اردبيل كه به نظر ميرسيد به خوبي به آمار ارائه شده توسط بانكها و مديران حاضر در جلسه تسلط داشت، در پاسخ گفت: شما قول 70 ميليارد تومان وام دادهايد در حالي كه برنامهي توسعهي استان تنها تا سقف 8 ميليارد تومان را براي بخش حمل ونقل استان پيشبيني كرده است.
استاندار اردبيل كه اين روزها فرصت چنداني براي پرداختن به ورزش مورد علاقهي خود يعني فوتبال و پيگيري مسابقات آن را ندارد، خطاب به بانكها گفت: خوشبختانه به اندازه كافي طرح به بانكها ارائه شده و گيرهاي قانوني و اداري نيز رفع شده است و با دادن اختيارات لازم به بانكها، اكنون توپ به زمين بانكها افتاده است.
اما عليرضا حسينزاده، سرپرست شعب بانك ملي در استان اردبيل نظر ديگري داشت.
وي بيان داشت: توپ در زمين بانكها نيافتاده، آقاي استاندار! متاسفانه بسياري از طرحهاي ارائه و ارجاع شده به بانكها به صورت فلّهاي بوده و اغلب فاقد توجيهات اقتصادي لازم هستند.
وي در همين زمينه به درخواستهاي رسيده در زمينهي اخذ وام جهت خريد خودروهاي سنگين اشاره كرد.
استاندار اردبيل:
بانكها هيچ طرح بدون توجيه اقتصادي را تصويب نكنند
در اين جلسه استاندار اردبيل گفت: در هر حال دولت اعتباراتي به استان اردبيل اختصاص داده است و وظيفه ما هم جذب اين اعتبارات ميباشد.
مهندس نيكزاد ادامه داد: همه اين پولها بايد به كار و اشتغال مولد تبديل شود و بنده صراحتاً عرض ميكنم كه بانكها هيچ طرح بدون توجيه اقتصادي را تصويب نكنند. اما لازم است كه كارهاي اداري و كارشناسي طرحهاي توجيهدار هر چه سريعتر انجام گرفته و تسهيلات لازم به متقاضيان پرداخت شود.
وي خطاب به مديران گفت: بنده مصر هستم تا اين اعتبارات جذب شود و براي همين جلسات را منظم برگزار و مسايل مربوطه را مرتباً پيگيري مينمايم. اگر لازم باشد جلسات را هر 15 روز يا هر هفته برگزار خواهم كرد.
مهندس نيكزاد بحث اشتغال را مهمترين دغدغهي كشور و مسئولان دانست و با گلايه از كمكاري برخي از فرمانداران در جذب اعتبارات ياد شده تصريح كرد: اگر اعتبارات را ما جذب نكنيم و برگشت دهيم، استانهايي مانند اصفهان كه غنيتر از ما و ما نيازمندتر از آنهاييم، آن را جذب خواهند كرد.
در تقسيم اعتبارات استان اردبيل نيز بايستي سهم هر شهرستان رعايت شود، اما اگر فرماندار شهري نتواند به موقع به جذب اعتبارات اقدام نمايد، ما منتظر نمانده و پول استان را بلوكه نميكنيم، بلكه ناگزير، سهم آن شهرستان را به شهرهاي فعالتر اختصاص خواهيم داد.
3 تير سالروز خاطرات تلخ و شيرين پارهاي از سياسيون اين مملكت بود. شیرینیی اش که هنوز زیر دندان بعضی ها مزه می کند اما خاطرات تلخ ولی عبرت آموزش از آن آنانی است كه خود را اصلاحطلب ناميده بودند و آنقدر از افراطيگري ساليان دور، شتابان خود را به ساحل امن عملگرايي رسانده بودند كه يادشان رفته بود يك شبه نميشود ذهنيت مردم را تغيير داد. آنان سالها آقاي هاشمي را نقد و حتي تخريب كرده بودند و آنوقت ميخواستند يك شبه از طبقه طرفدار خود براي وي رايي دست و پا كنند و يك شبه، همه اميد به آينده را در راي آوردن او خلاصه نمايند. غافل از آنكه مردم مقلّد سياسي آقايان نيستند كه بتوان يك شبه به تغيير ذهنيت آنان فتوا داد. اصلاً پروژه توسعه سياسي اصلاحطلبان، ماهيتاً مغاير با چنين انتظاري از مردم و جامعه بود.
در هر صورت، نتيجه انتخابات رياست جمهوري 84، نعمتهاي بزرگي هم براي مردم ايران داشته است. اگر بدانيم البته!
اشتباه نشود. من نه جزو كساني هستم كه از صدقه سر يك انتخابات تا كنون به نان و نوايي رسيده و نه آنقدر ساده انگارم كه فكر كنم با آمدن يك فرد ، ميتوان سرنوشت يك مملكت را- با همه اشتباهات فرد فرد مردمانش- به يكباره تغيير داد.
معتقد به دموكراسي و رفاه وارداتي هم نيستم تا مثل بعضي ها، دل خوش كنم كه احمدينژاد و همراهانش آنقدر اشتباه كنند كه زمينه هجوم "عمو بوش" فراهم آيد...
برعكس، دوست دارم كه درجه و ميزان اشتباهات دولتمردان ما، از هر جناحي كه باشند، هميشه در حداقلترين حالت ممكن قرار گيرد و دولت آقاي احمدينژاد هم، جزو موفقترين دولتهاي تاريخ كشور باشد.
به نظرم يكي از نعمت هاي نتيجه انتخابات تير 84 آن بود كه اين فرصت را براي عدهاي فراهم آورد تا متوجه شوند اگر ادعاي گرفتن راي حزبي از مردم را دارند، بايستي به قواعدش هم پايبند باشند. اين يك اصل است و فرقي هم نميكند كه كدام طرفي باشي و پرچم چه تفكري را بالا برده باشي. مهم رعايت قواعد لازمه براي كسب نتيجه است. بقيه نعمات پرفيض اين انتخابات را هم عموماً خودتان بهتر ميدانيد. اگر هم در مواردي بين ذهن بنده و شما اختلاف نظري حاكم باشد، جاي بحثاش اينجا نيست. بماند سر فرصت مناسب . مهم اين است كه آدم فقط به روز باشد!