برگزاری پرشور انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، مهمترین رخداد سیاسی استان در سال گذشته بود.
از یک زاویه و فارغ از بحث و جدلهای مربوط به دوران انتخابات و قبل از آن، نتایج به دست آمده در حوزه های انتخابیه استان مؤید نقش پررنگ گروههای مرجع در سرنوشت انتخابات منطقه بود. بر این امر باید شیوه تبلیغاتی و یارگیری های انتخاباتی را هم افزود؛ نه حمایت تشکیلاتی صرف توانست کسی را پیروز کند و نه همراهی پشت پرده برخی مسؤولان دولتی توانست به تنهایی برای بعضی کاندیداها چاره ساز باشد.
نتایج انتخابات همچنین نشان داد جایگاه یک چهره سیاسی در افکار عمومی و چهره ، انگاره و پنداره ای که از او در جامعه ترسیم شده بسیار مهم است ؛ که البته شکل گیری آن یک روند تدریجی است و در افکار عمومی کسی یک شبه به فردی واجد شرایط تبدیل نمی شود.
از منظر مدیریت افکار عمومی، کاندیداهایی که توانستند دغدغه های مردم را به درستی رصد نموده و سپس یک موضوع منطقی و باورپذیر را در جامعه مطرح کرده و آن را یکی چالش های اصلی انتخابات تبدیل کنند، پیروز میدان بوده اند. بر این امر بیافزایید یارگیری های انتخاباتی و پشتوانه تشکیلاتی و ستادی را که اصل انکارناپذیر هر انتخاباتی است.
حال که بحمدا... انتخابات استان با آرامش توأم با هیجانات پرشور هواداران برگزار شده و شش منتخب مردم از مجموع هفت کرسی استان در مجلس شورای اسلامی مشخص شده اند، جا دارد گامهای عملی از طرف منتخبان برای تشکیل مجمع نمایندگانی قوی برگزار شود.
این اقدام مهم باید قبل از آغاز به کار مجلس نهم به سرانجامی شایسته برسد و پس از انتخابات دور دوم اردبیل نیز، فضا بگونه ای باشد که هر کدام از دو کاندیدای محترم که پیروز شوند، با احترام به این جمع اضافه گردد.
بی شک کار جمعی هماهنگ و همدلانه ، مستلزم رعایت برخی نکات از جمله از خود گذشتگی، تعامل و احترام به حقوق متقابل و ترجیح دادن هدفهای والاتر به منافع شخصی و ... است. ایجاد بستری شفاف توسط رسانه ها برای آگاهی عمومی از روند شکل گیری مجمع نمایندگان در کنار نظارت عقلایی ریش سفیدان و بزرگان بر روند تشکیل این مجمع، نقش مهمی در رعایت شدن قواعد بازی خواهد داشت.
در آغوش کشیدن های کاذب ، گریه های ریاکارانه در مراسم ختم و بر سر و صورت زدن ها، وعده های غیر منطقی و پوشالی، استفاده ابزاری و غیر اصولی از اسماء مقدس برای تبلیغات شخصی و پهن کردن سفره های آنچنانی برای جذب آدمهای شکم پرست از جمله رفتارهای سبک و چندش آوری است که این روزها انزجار عمومی از این روشها رو به افزایش است.
جالب است که به گواه برخی چاپخانه ها و لیتوگرافی ها و کانونهای تبلیغاتی ـ که صرفا به دلایل شغلی با اطرافیان اینگونه از معدود کاندیداها ارتباط دارند ـ برخی اطرافیان و فعالان ستادی این کاندیداها سعی دارند با گرفتن فاکتورهای غیر واقعی و یا کم زدن اقلام تبلیغاتی در مقایسه با میزان اعلام شده ، ضمن منت گذاری برای تخفیف گیری کذایی، از جیب کاندیدای پر بذل و بخشش خود پول کِش بروند.
مردود شدن کاندیداهای متوسل شده به رفتارهای زرسالارانه در آزمونهای عملی و موج محکومیت رفتارهای سبک و اغفال کننده انتخاباتی از سوی نخبگان جامعه و روشنگری چندین ساله اخیر از طریق تریبونهای عمومی، باعث شده است که در این انتخابات ، عرصه بیش از پیش برای کاندیداهای احتمالی که قصد دست یازیدن به اینگونه اعمال سخیف را دارند تنگتر شود.
آنچه مسلم است مردم با تمام وجود مجلس نهم را مجلسی « صالح و سالم و قوى » می خواهند و عزم خود را جزم کرده اند تا با انتخابات افراد اصلح تر از بین گزینه های موجود، به این آرزو جامعه عمل بپوشانند.
بنابراین اگر کاندیدایی در گذشته و حال با نادان فرض کردن مردم در پی عوام فریبی بوده باشد، با سیلی سخت افکار عمومی مواجه شده و مردم از او روی برمی گردانند.
آنچه مسلم است نظر مردم درباره هر کاندیدایی صرفا در ایام انتخابات شکل نمی گیرد بلکه مردم با نکته سنجی، رفتار فعالان سیاسی را از گذشته تا کنون رصد کرده اند.
مردم دقت کرده اند که کاندیدای امروز، در مورد سوء استفاده بزرگ اقتصادی معروف به سوء استفاده سه هزار میلیاردی چه واکنشی نشان داده اند؟ آیا خواهان معذرت خواهی ناظران امر بخصوص وزیر اقتصاد از مردم شده اند یا برعکس ؟ موضع آنها در برابر مسائل مختلف چه بوده است؟ آیا فلان کاندیدا در گذشته ی خود از تریبونهای عمومی و قانونی و با توسل روشهای معقول ، نقص ها و کمبودها را مطرح ساخته و حرف دل مردم را زده است یا در سکوت بی دلیل و بدتر از آن چاپلوسی مفرط، غرق شده است؟ آیا در پیشینه کاندیدا خدمت عملی و واقعی ـ و نه شعاری ـ به انقلاب و نظام اسلامی دیده می شود یا خیر؟ آیا برای خود و نزدیکانش استفاده خارج از دسترسی عموم داشته یا نه؟ و صدها اما و اگر دیگر.
مردم آگاه می پرسند آن کاندیدایی که بادی به غبغبه انداخته می خواهد ژست آدمهای بانفوذ را بگیرد و مرتب از جلسات خود با این و آن تعریف می کند، آیا دارد قصه گویی می کند یا واقعا این نشست ها نتایج ملموسی هم داشته است؟ آیا به قصد مردم فریبی و » منم منم گویی«، دارد کارهای انجام شده ی مطابق با برنامه های کلان کشوری را بنام خود می زند یا واقعا صاحب ایده ای بوده که نهایت تلاش خود را برای تحقق آن به کار بسته است ...
و دست آخر اینکه رأی دهندگان فهیم بررسی می کنند تا ببینند آقای کاندیدا آیا قبلا وعده دروغی به مردم داده است یا خیر؟
آنچه مسلم است در این دوره انتخابات، اقبال مردم به سمت نیروهای سالم ارزشی و مردمی خواهد بود و از افراد فرصت طلبی که می خواهند با توسل به رفتارهای سبک و با زرسالاری و وابستگی غیر مشروع به مراکز قدرت و ثروت بر مجلس مردم حاکم شوند، روی برخواهند گرداند.
تا قبل از اعلام نظر شورای محترم نگهبان، آرایش انتخابات اردبیل به گونه دیگری رقم خورده بود. اما در بامداد 22 بهمن ماه و در آغازين ساعات سالروز سی و سومين فجر انقلاب، کل معادلات انتخابات اردبیل به هم خورد و آرایش سیاسی کاندیداها و هوادارانشان شکل کاملاً تازهای به خود گرفت.
تأیید صلاحیت شهردار سابق اردبیل، برای این پیشکسوت دوران انقلاب ، فجري دیگر در سالروز مبارک فجر انقلاب بود به گونهای که میتوان این رخداد را تولدی دوباره برای وي در عرصه سیاسی نامید. تولدي كه بايد بيش از گذشته قدر آن را بداند.
در تحول آرایش سیاسی انتخابات ، رخداد دیگری هم مؤثر بود و آن اعطاي صلاحیت به يكي از نمایندگان كنوني بود كه گفته مي شود پيش از اين و در مرحله قبل، به دلايلي از سوي هيأت نظارت بر انتخابات فاقد صلاحيت تشخيص داده شده بود.
اگر چه در چهار سال گذشته جایگاه نماینده مذکور بیش از پیش در بین اکثریت نخبگان و اقشار تحصیلکرده و خواص حوزه انتخابیه اش افت کرده است، اما وي در حال فعالیت شبانهروزی بین اقشار عوام جامعه است.
به تحلیل بنده حضور مجدد نماینده عوام گرا در عرصه انتخابات، آرای یکی دیگر از نمایندگان کنونی اردبیل را بیش از پیش دستخوش حوادث خواهد کرد.
نماینده مورد اشاره که از طرفداران پَر و پا قرص استاندار کنونی است، پیش از این با تکیه بر ستاد برنامه ریزش، خود را در قامت یک مدعی تمام عیار مهیای صفآرایی در برابر استاندار سابق کرده بود؛ اما اکنون باید مواظب ریزش آراي خود به سمت نماینده هم منطقه اي خود باشد که دوباره به رقابتهای انتخاباتی بازگشته است.
حساسيت شرايط كنوني براي نماينده مورد بحث زماني بيشتر آشكار مي شود كه بدانيم 3 نفر دیگر نيز به ذخایر آرای او چشم دوخته اند و در حال فتح سنگر به سنگر پایگاههای وي هستند. يكي از اين 3 نفر، بخشدار سابق بخش مركزي نير است که ستادی مبتکر و فعال را در اختیار دارد و نسبت فامیلی اش با نماینده كنوني مورد بحث ، به حلقههای اول خانوادگی میرسد . در دیگر سو یکی از بستگان رشيدِ حاج فيروز احمدی قرار دارد که که با چراغ خاموش در حال تاختن در آرای نماینده مورد نظر است و در ضلع دیگر ماجرا نیز کارشناس حقوقی عضو شورای مرکزی جبهه حامیان ولایت استان و عموزاده نماینده مورد اشاره قرار دارد که همچون فرهاد تیشه به دست، مشغول شکافتن بدنه اجتماعی آرای پسرعموی است تا به آرزوي وصال شيرين خود نزديكتر شود.
و اما در جمع کاندیداهای مستقل، تا بدین لحظه و با توجه به اعلام نظر اولیه شورای محترم نگهبان، موقعیت دکتر ـ ميم ـ در جدول رده بندی بیش از پیش بهبود یافته و این کاندیدای صریح الهجه در حال صعود سریع به جمع مدعیان اصلی است.
در اردوگاه جبهه متحد اصولگرایان نیز سبد آرای مدیرکل سابق بنیاد شهید و امور ایثارگران تثبیت شده و در حال افزایش میباشد. در طرف ديگر اين رقابت اما استاندار سابق اردبيل قرار دارد كه یارگيري اش بیشتر از بين برخي خواص جامعه بوده است؛ استاندار سابق هنوز نقش ریشههای اجتماعی ناشی از دهها سال حضور و زندگی در منطقه را مورد سنجش قرار نداده و ميزان تأثیر آن بر موفقيت يا ناكامي کاندیداها در انتخابات را نچشیده است با این حال به عنوان یکی از مدعیان اصلی، بر سر آرای شهرستان نیررقابت شانه به شانهای با يك قاضي با سابقه دارد .
دیگر نماینده بیحاشیه اردبیل هم به امید دوستداران قبلی خود نشسته و باید صبر نماید تا در روز انتخابات نتیجه حضور 4 ساله خود در مجلس را از دیدگاه دوستان قدیمی ارزیابی کند.
در این دوره انتخابات دهها کاندیدا در حوزه انتخابیه اردبیل، نير، نمين و سرعين در عرصه حضور خواهند داشت اما تا به اینجای کار به نظر میرسد تنها 6 مدعي اصلی در ميدان حضور دارند.
آن مرد كه حضورش معادلهها را به هم ریخته ، در يك قدمی خط پایان تازه میخواهد استارت دوي سرعت بزند و 5 مدعي دیگر هم امیدوارند یکی از 2 برنده خوش اقبال اين رقابت سنگين باشند.
به نظر می رسد در این دوره از انتخابات، کاندیداهایی که بجای تکیه بر محبوبیت خود در بین مردم ، به رد صلاحیت رقبا امید بسته بودند ناکامان بزرگ این دوره لقب خواهند گرفت.
« جلسه به حد نصاب نرسیده است لطفاً از مجلس خارج نشوید ، از رسمیت میافتیم و … » جملاتی از این دست را در یکماه گذشته مکرراً از این رادیوی مجلس شنیده ایم که هیئترئیسه با خواهش و تمنا از نمایندگان میخواهد که در جلسات مجلس حضور داشته باشند .
البته غیبت ناموجه تنها محدود به این یکماه نبوده و در طول 4 سال مجلس هشتم همواره شاهد غیبت تعداد قابل توجهی از نمایندگان در تصویب قوانین مهمی نظیر برخی مواد سند چشمانداز، بودجه سنواتی ، برنامههای 5 ساله توسعه و … بودهایم و این غیبت ها در این روزهایی که هنوز به زمان تبلیغات قانوني انتخابات باقي است تشدید شده است. حال سؤالی که به ذهن میرسد این است که مگر نمایندگی مجلس چه جاذبه یا منافعی دارد و که در زمانه انتخابات بین کاندیداها آنچنان رقابتی برگزار میشود که باور نداري و آن وقت بعد از پیروزی گاهی تا يك سوم این آقایان مدعی اصولگرایی در عمل به وظیفه خود کوتاهی کرده و از جلسات قانونگذاری غیبت میکنند!
برابر اصل 71 قانون اساسی « مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی میتواند قانون وضع کند » و اصول 84 و 86 این قانون مقرر میدارد که «هر نماینده در برابر تمام ملت مسئول است »
مسلما نماینده مجلس شورای اسلامی باید متخصصی باشد كه دقت و تعهد لازم را در تصویب قوانین و لوایح و نظارت بر اجرای آن داشته باشد . وقتی لوایح و مصوبات از منظر کارشناسی پخته نشود و «حقوق عامه را لحاظ نکند» ، به راستی آیا حقوق دریافتی نمایندگان در جلساتی که بصورت ناموجه حضور ندارند شرعي و قانونی است ؟
دارم میرم سفر کربلا. از همه دوستان حلالیت میخواهم. اگر عمری باشد نظرسنجی آینده نشریه صبح سبلان این موضوع خواهد بود:
برای افزایش مخاطبان مطبوعات محلی و جلب رضایت آنها، در بحث کیفیت محتوایی و تنوع مطالب نشریات چه پیشنهادی دارید؟
در ضمن هیچکدام از نظراتی که محبت خواهید کرد در این وبلاگ منتشر نخواهد شد و به امید خدا تماما در خود نشریه منتشر میشود.
والاترین فضیلت انسان بر سایر مخلوقات اندیشه اوست که اخلاق بر مدار آن معنا پیدا می کند. اندیشه انسانها در زبان جاری است و با نوشتار و رسانه امکان تبادل و ماندگاری پیدا می کند. بنابراین هیچ فضیلت اخلاقی والاتر از حق آزادی بیان نیست و محدود کردن آن با هر استدلالی ، خود بزرگترین بداخلاقی است که بشر در طول تاریخ دانسته و ندانسته بدان بدان مبتلا و از آن متضرر شده است. چرا که آزادی بیان از مبانی اخلاق است. حتی در یک جامعه کوچکی بنام خانواده نیز اگر آزادی بیان نباشد محصولی جز شکاف در بلند مدت نخواهد داشت و خانواده اتفاقا اصلی ترین ضربه را از اینجا خواهد خورد. تاریخ گواه این ادعا است. برخی دوستان نماینده و حامیان قانونی و غیر قانونی شان حتما این را مد نظر داشته باشند.
آزادی بیان و اظهار نظر مخصوص همه است و نه یک صنف خاص و در این بین داشتن تخصص (آن هم نه لزوما از نوع دانشگاهی) تنها به افزایش اعتبار نظر از نگاه مخاطب کمک می کند. شخصا معتقدم تنها حریم خصوصی و مقوله ای بنام مذهب است که مستثنی است و باید احترام آنها نگاه داشته شود و به خاطر حساسیتهایی که در سرنوشت بشر دارد، باید به اهل فن صالح سپرده شود.
قطعا بیان اندیشه بدون اشتباه نخواهد بود و اصلا بحث مشورت در اسلام و توصیه به تبادل نظر ، برای مشخص شدن نقاط ضعف آرای مختلف است که با هم اندیشی کامل می شود.
طبیعتاً آزادی بیان به لحاظ اینکه خود اساس اخلاق است نمی تواند با بداخلاقی همراه باشد و باید مستدل و بجا بیان شود. این خود هنری ظریف و متعالی می طلبد؛ چه از طرف گوینده و چه از بابت ظرفیت پذیرش شنونده. بنابراین صبح سبلان از انتشار برخی نظرات غیر مستدل و توهین آمیز و اسم بردن از افراد معذور است.
زیرا ضرورتاً در پی متهم یا تبرئه کردن شخص خاصی نیست؛ بلکه به دنبال تجلی مشارکت معقولانه و منتج به خیر ، در حد و امکان این رسانه کوچک و مهمتر از همه تمرین آن در جامعه است که خود هدفی متعالی است. بنابراین از برخی دوستان انتظار داریم دست ما را در این رابطه بگیرند و در صورت لزوم راهنمایی کنند.
در خصوص عملکرد مجمع نمایندگان استان نیز بیشتر بررسی کار جمعی این عزیزان مد نظر بوده است والا ممکن است عملکرد فردی اکثر این دوستان مشعشع باشد که البته مردم بهتر از تمامی مدعیان نمود آن را در زندگی خود احساس می کنند. یادمان باشد بدون اجازه دادن به نقد سالم نمی توان مدعی برگزاری انتخابات سالم بود.
نکته دیگر اینکه برخی دوستان احساس می کنند این نظرسنجی ها بخاطر انتخابات است و بعد از آن ادامه نخواهد یافت. اصلا چنین نیست. تنها اهمیت انتخابات بود که ما را به انتخاب سوژه های مرتبط وا داشت اما حالا که از جانب برخی ها احساس می شود حتی بدون نقش آفرینی رسانه ها ، مشارکت پرشوری در راه است، از خیر انتخابات می گذریم و به موضوعات شهری، اجتماعی و مهتر از همه فرهنگی بیشتر خواهیم پرداخت.
اما قبل از آن باید به وعده داده شده عمل نموده و به زحمات مخاطبان در ارسال نظرات احترام می گذاشتیم و آخرین نظرسنجی در مورد انتخابات و نمایندگان را به هر قیمت در شماره ۳۱۵ نشریه منتشر می کردیم.
سلام دوستان هم استانی که مایل باشند نظر خود را در باره این سوال در بخش نظرات بنویسند تا در شماره ۳۱۳ صبح سبلان منتشر شود:
به نظر شما عملکرد مجمع نمایندگان استان اردبیل در مجلس هشتم در جهت پیشرفت منطقه چگونه بوده است؟
پاسخ ها باید با ذکر دلایل اصلی و در کوتاه ترین شکل ممکن نوشته شود.
مدیر کل ارشاد استان اردبیل به خاطر درج خبر تحلیلی رقابت سه کاندیدای احتمالی در شهرستان پارس آباد به هفته نامه صبح سبلان تذکر داد و تهدید کرد نشریات منبعد باید از درج هرگونه مطالب تا اعلام زمان قانونی انتخابات اکیداً خودداری کنند.
منصور شرفی پیش از تصدی مسؤلیت مدیر کلی، کارمند اداره ارشاد پارس آباد مغان بود.
تا کنون از طرف هیأت تحریریه صبح سبلان اعتراضاتی شفاهی مبنی بر عدم رعایت زمینه های انتشار توسط برخی مطبوعات محلی، خرید و فروش و اجاره غیر قانونی برخی نشریات ، چاپ غیر قانونی آگهی های محلی در ویژه نامه مطبوعات سراسری ، انتشار غیر قانونی برخی بولتن های تبلیغاتی به شکل نشریه توسط بعضی کانونهای تبلیغاتی و ... به مدیر کل محترم منعکس شده بود اما هیچگونه اقدام منجر به نتیجه ای در این راستا تاکنون مشاهده نشده است.
خبر تحلیلی رقابت سه کاندیدای احتمالی در پارس آباد، تنها یک خبر از وقوع یک رویداد بوده است و در عرف جهانی انعکاس اخبار سیاسی و واقعیت های جاری هر جامعه حق مسلم تمامی مطبوعات آزاد است.
حتی در هیچ کجای قانون مطبوعات ایران نیز نشریات از چاپ خبر یا تحلیل رقابت سیاسی چند چهره قانونی برحذر نشده اند.
در تذکر ارسال شده به هفته نامه صبح سبلان توسط منصور شرفی ، برخلاف عرف رایج در نامه نگاری های حقوقی، هیچگونه استنادی به بندهای قانونی انجام نشده و هیچ اشاره ای به موادی از قانون یا حتی تبصره های آن نشده تا مشخص شود تذکر صادر شده دقیقا با استناد به کدام قانون بوده و آیا اصولا خود این تذکر اقدامی قانونی بوده یا غیر قانونی؟!
بر اساس دو اصل جداگانه از قانون اساسی به عنوان قانون مادر که فوق قانونهای دیگر است و حتی شرط تأیید دیگر قوانین منوط به عدم مخالفت با مفاد صریح آن است، حق فعالیت سیاسی برای همه مادام که مخل امنیت ملی نباشد آزاد است. بر اساس این قانون که میثاق خون شهدای راه آزادی و جمهوری اسلامی است، نشریات در بیان مطالبی که خلاف مصالح کشور نباشد آزادند.
بحث تبلیغات زود هنگام انتخاباتی بحثی کلی است و در این خصوص در هیچ کجای قانون مطبوعات، ممنوعیتی برای فعالیت نشریات قائل نشده اند و به اعتقاد حقوقدانان در بدبینانه ترین شکل ممکن قانون در این رابطه سکوت کرده است.
نقطه جالب توجه اینکه هنوز در هیچ مرجعی ثبت نام رسمی برای کاندیداتوری در انتخابات صورت نگرفته و بنابراین تا لحظه ثبت نام و حتی احراز شرایط، نمی توان از هیچ کس به عنوان کاندیدای قطعی نام برد و به همین خاطر صبح سبلان در تحلیل خود از کلمه کاندیدای احتمالی استفاده کرده بود.
این در حالی است که منصور شرفی در تذکر خود به هفته نامه صبح سبلان از کلمه کاندیدا استفاده کرده است. لازم است مدیر کل ارشاد ابتدا لیست دقیق کاندیداها را از مرجع قانونی گرفته و به نشریات بفرستند ؛ سپس اصحاب مطبوعات را در این خصوص با استناد دقیق به مواد قانونی توجیه نمایند و بعد نامه تذکر و تهدید به دفاتر نشریات آزاد و مستقل ارسال کنند. قدر مسلم در صورت تشریح و تبیین دقیق قانون، صبح سبلان نیز مثل همیشه مطیع و حامی قانون خواهد بود.
تا جایی که سواد ما قد می دهد، در فرهنگ فاخر اسلامی همواره امر به معروف مقدم بر نهی از منکر می باشد ؛ بنابراین ابتدا باید به نشریات مفاد قانونی گوشزد شده و سپس کار به تذکر بکشد هر چند که به اعتقاد ما در این مورد اگر منکری هم اتفاق افتاده ، تهدید غیر مسؤلانه آزادی های مسلم مطبوعات به جرم اطلاع رسانی بوده است.
یقینا اگر مواد قانونی اینگونه تذکرات به صورت مستند مشخص نشود، نشریه صبح سبلان دادخواهی در مراجع صالحه را حق مسلم خود می داند.
یادمان باشد مطبوعات با شفاف سازی فضای سیاسی جامعه ، به مشارکت حداکثری و آگاهانه مردم در انتخابات کمک می کنند؛ مطبوعاتی که با تلاش شبانه روزی بسیاری از واقعیت ها و نکات مبهم را برای مسؤلان و ناظران امور روشن می سازند؛ مطبوعاتی که کسی دستشان را نمی گیرد و شگفتا نگاه سلبی متولیانش بر نگاه ایجابی آنها می چربد!
شگفتا عده ای از یک طرف دم از انتخاب اصلح و رأی آگاهانه می زنند و از طرف دیگر از کاندیداهای احتمالی انتظار دارند مثل بچه خوب در خانه نشسته و در ده روز باقی مانده با عکس های فتوشاپ و زیبایی کاری شده از مردم رأی آگاهانه بگیرند. اگر اینها در فقدان تلویزیون، مطبوعات حرف خود را نزنند پس چگونه افکارسازی کنند؟ اصلا چه کسی به وبلاگها و سایت ها نظارت می کند؟
حق فعالیت سیاسی اینها چه می شود؟ در عرض تنها یک هفته، چگونه می توان بدون صرف هزینه های کلان خود را به مردم معرفی کرد؟ آقای مدیر کل، لطفا یکی از طرف ارشاد هماهنگ شود و به این سؤالات پاسخ دهد.
حالا آن دوستانی که مدام از دیر به دیر به روز شدن وبلاگ گله مندند تحویل بگیرند! این هم از روزگار ما ! آنیل و آنیا دخترای ۱۱ ماهه ام این روزها همش کنجکاوند که از کار بابایی سردربیاورند...

معمر قذافی کشته شد؛ نه در حال خفا ، بلکه با تنی مجروح در محاصره دشمنانش و در حالی که صورتش آماج مشت و لگد کینه جویانه دهها انقلابی خشمگین قرار داشت...
قذافی سربازی بود که پس از رسیدن به درجه سرهنگی در 29 سالگی با کودتایی نظامی و البته بدون خونریزی به قدرت رسید و عاقبت چنانکه خود وعده داده بود با همان لباس نظامی کشته شد؛ در اینکه قذافی یک دیکتاتور بود و راه خطا می رفت شکی نیست. اما مشکوکم به ادعاهای رهبران شورای انتقالی لیبی وقتی که می گویند او به انقلابیون التماس کرده به طرفش شلیک نکنند! مردی که تا لحظه آخر جنگ را ترک نکرد ؛ کشته شدن دو تن از پسرانش را دید؛ مردی ماجراجو و خود رأی ، که حتی در زیر مشت های بی امان انقلابیون سعی می کرد سرش را بالا بگیرد، البته که نمی تواند التماس کند ...
می گویند افکار عمومی دنیا را رسانه های غربی جهت می دهند. قذافی دیوانه باشد یا خوشگذران تا آخر پای حرف خود ایستاد و نشان داد برای او حفظ قدرت و نوع نگاهش به ماجراهای اخیر لیبی مهمتر از جان شیرین است.
برای او که رهبری نظامی بود و 42 سال تکتازانه بر جامعه ای مثل لیبی حکومت کرده بود، باید خیلی سخت باشد شکست در جنگ با هواپیماهای ناتو و کشته شدن به دست کسانی که آنها را موش و مزدور غرب می خواند؛ حاکمی متعصب و اسیر رویاهای خویش که فکر می کرد اکثریت دوستش دارند و اقلیت باید خفه شوند. مردی که همه کار برای حفظ حکومتش کرد اما ترکیب متنوع قبیله ای در ارتش لیبی را بهم نزد و همین رویه عاقبت کار دستش داد و نظامیان وفادار به او در برابر نظامیان منسجم وابسته به قبایل دیگر که از حمایت غرب و البته نیروهای مردمی هم برخوردار بودند از هم پاشید.
برای او بسیار دردآورتر آن بود که در پشت میله های دادگاه و زندان بایستد و در معرض دوربین های عکاسی قرار بگیرد. اما او درست بعد از اسارت در یک درگیری نظامی کشته شد؛ این نوع مرگ برای مردی با روحیه ی قذافی آبرومندانه تر است. او البته آدم منصفی نبود و اگر فرصت می یافت ، در نبردی نابرابر و با موازنه قوا به نفع خود، مخالفان را تار و مار می کرد.
با این حال رفتار خشن انقلابیون مدعی مردمسالاری با قذافی قابل تأمل است؛ شاید صدای قذافی در آخرین فیلم های منتشر شده ، با نرم افزار َAdob Aduation بازسازی و مونتاژ شده باشد، اما با امکانات فعلی، سر و صورت خونین قذافی نمی تواند ساختگی باشد ؛ این رفتاری بود که انقلابیون داشتند.
من حامی دیکتاتوری نیستم اما نمی توانم حامی رفتار بدوی در قتل اسیر جنگی و بعد به صف ایستادن مردم برای گرفتن عكس يادگاري با جنازه رئیس سابق کشور باشم. باز تولید خشونت هیچ گاه به دموکراسی منجر نخواهد شد. كاش تجربه ماندلا در آفریقای جنونی چراغ راه آنها می بود.
تجربه ای که می گوید مردمسالاری بعد از هر انقلاب تنها زمانی شانس حاکم شدن دارد که نخبگان جریان فاتح انتقام کورکورانه را کنار بگذارند و با قانونمداری به حساب و کتاب متهمان رژیم گذشته بپردازند.
قبل از شروع جنگ لیبی ، حدود 700 هزار کارگر و تکنسین خارجی در اقتصاد لیبی نفت خیز کار پیدا کرده بودند اما اکنون این کشور می خواهد از ویرانه های یک جنگ داخلی 8 ماهه دوباره برخیزد.
اگر قرار باشد شورای انتقالی که فرمانده نظامی و قدرتمندترین فرد آن در همان ماه نخست به طرز مشکوکی ترور شد، به اجماع ملی بر سر نحوه و چگونگی اداره لیبی برسند ؛ اگر امکان دارد آن انقلابیون ساتور به دست وابسته به علقه های قبیله ای و مدیون مستشاران غربی برای لیبی نفت خیز مردمسالاری بیاورند، اگر قرار است پس از صدها سال حکومت فردی و حاکمیت نعصب های سنتی بر جامعه لیبی ، این همه آدم بدون تجربه با هم مدارا کرده و همدیگر را تحمل کنند، آنگاه باید به این نتیجه برسم که هیچ تمامی تئوری های گذر به دموکراسی دروغی بیش نبوده است.
لیبی راه بسیار سختی برای رسیدن به آرامش پایدار دارد. مردمسالاری در کشوری که در خطر نفوذ خارجیان قرار دارد تئاتر طنزآمیزی بیش نیست. فصل جدیدی در لیبی آغاز شده است اما این فصل هر چه که باشد، بهار دموکراسی نخواهد بود.